One thought on “شب یک شب دو”

  1. شب یک شب دو شاه‌کاری است که هیچ گاه درک نشد. به گمان‌ام خیلی پیش‌تر از زمان خود بود. شاید همین حالا هم درک‌اش برای ما سخت باشد. شب یک شب دو اولین و یگانه اثر داستانی ایرانی است که قداست تن را در عشق ارزش می‌گزارد. سیستم روایت به شکل نامه و یادآوری خاطراتی که آن‌ها را با فعل زمان [...]

  2. First night, Second night (1964), Bahman Forsiتاریخ نخستین خوانش: یکی از روزهای مارس سال 1982 میلادیعنوان: شب یک، شب دو؛ نویسنده: بهمن فرسی؛ تهران، سازمان چاپ و پخش پنجاه و یک، 1352؛ در 243 ص؛ موضوع: داستانهای نویسندگان ایرانی - قرن 20 ممانند همیشه دور نیست، یکی از آن «تصادف محض»ها، که عبارتست از همانندی [...]

  3. فکر کن وقتی این کتاب را می خوانی که مدتی است حال و روز خوشی نداری،بعد اتفاقا این روزها تو هم به این فکر می کنی که چه استعداد غریبی ما داریم برای به کثافت کشیدن رابطه ها و آنوقت یکی از همین روزها که اتفاقی از انزلی می گذری از پشت شیشه باران خورده ماشین به ردیف کشتیها و جرثقیل ها نگ [...]

  4. شجاع باش و مردی را که ترک می‌کنی دیگر عزیزم صدا نکن. این بیشتر احساس ریا و دوری در آدم زنده می‌کند تا احساس پیوندی ریشه‌دار.

  5. اولين بار صوتى اين كتاب رو گوش دادم و الان ميفهمم كه هيچى ازش نفهميده بودم . بنظر من كتابو بايد لمس كرد ، بعضى پاراگراف و جمله ها رو دوباره خوند و يجورايى داستانو مزه مزه كرد . بار اول به معناى واقعى كلمه حروم كردم اين كتابو ، و الان ارزشى برام داره كه دلم نميخواد ازش حرف بزنم فقط [...]

  6. تو با آسانسور همراه من پایین می‌آیی. بعد من همراه تو با آسانسور بالا می‌آیم. بعد خودم تنها پایین می‌روم. پیش از آن‌که در ساختمان را باز کنم و بروم، زمان درازی به در تکیه می‌دهم و به بالا نگاه می‌کنم. به پیچ و خم پله‌ها و بعد به دهان روشن آسانسور. آسانسور بالا می‌رود. تو با آسا [...]

  7. همه اینجا از عشق نوشتن و از شیوه ی نگارش. اما این کتاب انگار که قصه من بود توی یک سال آخری که تهران بودم و یک سال اولی که از تهران رفتم. از اون تهران لعنتی که عاشقی همه ما توش یه جور بوده، همگیمون توش یه جور دل دادیم، مضطرب و شیدا موندیم، و سر آخر (به شیوه نگارش کتاب) به * ا رفتیم. این [...]

  8. رمان بهمن فرسی و شخصیت اولش زاوش ایزدان نمونه خوبی از تفکر سکسیستی، متحجر، غیرتی و ضدزن قشر تحصیل‌کرده‌ای از مردان در دوران فراوانی و نعمت در ایران است که خودش را روشنفکر می‌دانست درحالی که نبود و توان اثرگذاری و خوانده شدن هم نداشت اما با تعریف‌های محفلی هنوز بازار خودش را [...]

  9. زن همین است: سرگشته‌یی در گرداب میان مرد رسمی و مرد دلخواه. و هرگز رضایتی و کفایتی در کار نیست. حتی اگر نام مرد رسمی ژیرار و جسم‌ش ساخت زوریخ باشد.

  10. اولین کتابی بود که از بهمن فرسی خواندمو چه لذت بخشقلم سیال و رها از زمانجابجایی راوی و نوع نثر و زمانبندیو داستان جذابهمه و همه برام لذت بخش بودنامسال تصمیم گرفتم پنج ستاره رو برای یک اثری که واقعا برام متحول کننده باشه کنار بذارمبرای همین به این اثر چهار ستاره می دم

  11. یعنی هزار و نهصد و شصت و هفت.تو در این تاریخ کی هستی؟ آیا همان آدم همیشه؟همان تن باریک که من بیشتر برهنه اش یادم می آید تا پوشیده اش؟همان نگاه سبز همیشه خواستار ؟همان موی سیاه صاف؟همان تراش و ساخت زیبا و آسان که چشم میتواند ببیند؟همان بافت سخت که چشم نمیتواند؟همان حرکات بسته ی [...]

  12. ثانیه ها بی قرار و سرشار و گوارا و سفیدند . ثانیه های سفید و زلال . من نمی خواهم بروم . من باید بروم . تو نمی خواهی دیگر آن جا بمانی . تو باید بمانی به تنهایی عادت کرده ام . من وضع دیگری را نشناختم . نشناخته ام . از صبح تا شب با خودم هستم . با صدای خودم . با عکس خودم که گاهی توی آینه است . و [...]

  13. به چشم برهم‌زدنی برهنه هستیم و در رختخواب. درها بسته و پرده‌ها کشیده است. کولر در خورخور و ما جذب هم. کلام هیچ‌کاره است. ساعتی بعد هر دو تاقباز در تخت هستیم. زیرسیگاری روی سینه‌ی من است، سر تو میان شانه و گردنم. هر دو به یک سیگار پک می‌زنیم. تمام تن باریک و زیبا و نمدار تو را حس م [...]

  14. «وارد می‌شویم. پشت در، همین که می‌دانیم دیگر چشمی نمی‌تواند ما را بپاید، تب‌آلود و مرتعش جذب هم می‌شویم. اگر در این جذب و جذبه تمام نقطه‌های تن من و تن تو بر هم قرار نگرفته باشد، این دیگر گناه تلخ طبیعت، خطای زشت طبیعت است که همهٔ فرم‌های تن تو با همهٔ فرم‌های تن من قالب‌گی [...]

  15. فرم و زبان و روایت- بله. ولی محتوا؟ زیر این همه کلمات چه بود؟ به این قصه ی معمولی هر روزه، ذره ای عمق داده بود؟ نه، نداده بود

  16. اول از همه از فضاسازی کتاب می‌گم که به حدی زیبا و حرفه‌ای بود که تهرانِ دهه‌ی پنجاه و شصت رو دقیقا مثل یک فیلم یا چند عکس واضح و گذرا،توی هر فصل،روبه‌روی خودم دیدم.کتاب‌های زیادی خوندم و میشناسم که مبناشون،نامه‌نگاری بوده ولی این مورد خیلی بنظرم جذاب و زیباتر اومد.نوعی تفک [...]

  17. آدمی زاد آشفته هست، درواقع کسی در جستجوی راست و دروغی نیست، اصلا شاید راست و دروغی در کار نباشد. حرکاتی ست که میکنیم، وقایعی ست که پیش می آید، منتهی وقتی همین حرکات و وقایع را، حتی در یک نامه ساده می نویسیم، مصنوعی و باور نکردنی ميشود. آدمیزاد نمیدانم چه عیبی دارد، ولی حتما یک ع [...]

  18. می شود خیلی زیاد راجع به این کتاب کم حجم صحبت کرد. من دو زاویه ی به خصوصش را انتخاب می کنم.چه روابط جنسی و عاطفی عجیبی! داستان در دهه پنجاه نوشته شده و ظرف زمانی روابط آن به دهه سی و چهل بر می گردد. روابط بین شخصیت ها، این پیش بردن همزمان چندین رابطه در آن واحد و کنار آمدن با چند زن/ [...]

  19. تكنيك داستان بسيار برايم دلچسب بود و ترسيم دهه ي پنجاه و آدم هايش به وسيله ي فرسي بسيار آگاهانه و روشن. شب يك شب دو رماني تب دار است. مانند همان سالها و چه عجيب تر كه هنوز منطبق با ما هست و خواندنش ترسيم افول هر روزه ي ما. اين مكاشفه ي عرياني كه رخ مي دهد و عشق كه در مسلخ روزمرگي راه [...]

  20. شب یک شب دو، مجموعه نامه های درهم ریخته ی "زاوش ایزدان" و "بی‌بی کاکایی" کتابی است که دریافتن ماجرای واقعی که رخ داده را به خواننده وا می‌گذارد. خواننده پس از خواندن این نامه ها و حرف ها و گاه تخیلات و تصاویر ذهنی "زاوش" و "بی‌بی" که نحوه ی نگارش آنها بی شباهت به فیلمنامه هم نیست، [...]

  21. فرسی وقتی -شب یک شب دو- را نوشت، ادبیات چریکی دست بالا را داشت، شعر چپی هم. اگر مقابل اینها، یا در قطب نابگرایی ادبیات، بتوان کسانی را نام برد، اغلب در همین انتشارات 51 جمع شده بودند. کل کتاب‌ها را بیژن الهی ویرایش می‌کرد، سینمایی‌ها را البته انتخاب و ترجمه و تصحیح با شمیم بهار [...]

  22. ما برهنه شدیم و آغاز کردیم ، میان من و تو وقتی برهنه نیستیم همه چیز ساکن است . وقتی برهنه آغاز میکنیم ، بعدا میتوانیم پوشاننده ترین پوشاکمان را بپوشیم و مطمئن باشیم که جریان برقرار است و همه چیز ادامه دارد . دیگران دو اشکال دارند آنان پوشیده آغاز میکنند ،سالها پوشیده ادامه میده [...]

  23. از صبح تا شب با خودم هستم . با صدای خودم. با عکس خودم که گاهی در آینه است. و با خیلی چیزهای خیلی نزدیک دور‌ و برم.چیزهای معمولی.چیزهای دست یافتنی. نه. چیزهای دم دست حالا سعی می کنم این معمولی ها را بشناسم. از نو‌بشناسم. باز بشناسم.

  24. به تو توصیه می کنم جغرافیایی را بخواه و آرزو کن که در آن، بی هیچ سعی و قصد قبلی، با کلمات شسته و تیز، بتوانی راضی بودن و راضی نبودن را بگویی و بنویسی!

  25. جیزی انگارت را به بازی می گیرد و سرگیجه می شوی تمام امتداد هر سطرش را

  26. «شب يک، شب دو»، در نگاه نخست روايت نامه هاي بي پاسخ زني به نام «بي بي » به مردي است به نام «زاوش» اما آنچه روايت رمان را پيچيده و نامتعارف مي کند واسطه يي است که نويسنده ميان متن اصلي نامه ها و خواننده رمان قرار مي دهد. اين واسطه خود «زاوش» است که نامه ها را مي خواند. آن هم نه به صو [...]

  27. دیگر نمیخواهم کسی به من عادت کند.من به کسی عادت کنم یک روزباید جدا شد باید تنها ماند باید شکستاما در این شکستگی تنها,تنها به تو فکر میکنم.من از اعتیاد تو خلاص نشدم شاید خودم.را پیدا کردم.این یادداشت یک دلیل طولانی دارداعتقاد به انفجار به عصیانبه بدی و ناهمواری ادمیزادبه حقانیت [...]

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *