Kaptanın Dizeleri ve Yürekteki İspanya

Kaptan n Dizeleri ve Y rekteki spanya Sevdalar n ve devrimlerin airi Neruda spanya i sava ba lad zaman Madrit te konsolostu Konsolosluk g revi sona erdi ve Paris e yerle ti Kendini spanyol cumhuriyet ilerinin yi it sava m na adad lk

  • Title: Kaptanın Dizeleri ve Yürekteki İspanya
  • Author: Pablo Neruda Erdoğan Alkan
  • ISBN: 9789753433167
  • Page: 105
  • Format: Paperback
  • Sevdalar n ve devrimlerin airi Neruda spanya i sava ba lad zaman 1936 Madrit te konsolostu.Konsolosluk g revi sona erdi ve Paris e yerle ti Kendini spanyol cumhuriyet ilerinin yi it sava m na adad lk b y k siyasal uzun iirini onlar i in yazd len Halk Sava lar n n Annelerine ark D nya airleri spanyol Halk n Savunuyor dergisini kard spanyol AmSevdalar n ve devrimlerin airi Neruda spanya i sava ba lad zaman 1936 Madrit te konsolostu.Konsolosluk g revi sona erdi ve Paris e yerle ti Kendini spanyol cumhuriyet ilerinin yi it sava m na adad lk b y k siyasal uzun iirini onlar i in yazd len Halk Sava lar n n Annelerine ark D nya airleri spanyol Halk n Savunuyor dergisini kard spanyol Amerikan Dayan ma Toplulu u nu kurdu Bu co kulu g nlerinde, Fransa spanya s n r kentlerinde turneye km bulunan sanat Rosario de la Cerda ile kar la t ve ate li bir a k ba lad Kaptan n Dizeleri bu ate li sevdan n r n d r 1937 g z nde lkesi ili ye d nd ve spanyol Devrimi nin iirini yazd Y rekteki spanya.Bu kitap iki b y k sevday , bireysel a kla toplumsal a k , Kaptan n Dizeleri ve Y rekteki spanya y bir araya getiriyor Kaptan n Dizeleri Neruda n n bir di er nemli a k yap t olan ve yay nevimizin yine Erdo an Alkan n evirisiyle sizlere sundu u Y z A k iiri nin de anahtar gibidir.

    One thought on “Kaptanın Dizeleri ve Yürekteki İspanya”

    1. Love, a questionhas destroyed you.Love, Desire, Furies, – it is in these elemental emotions Pablo Neruda has cast in verse his and the life of his beloved. They met at the beginning of Time when Big Bang was taking shape in their souls and when those various elements came together, guided by violent forces, in a restive arrangement to from their bodies out which arose a desire of self-preservation in perpetual conflict with the vein of self-abnegation. In a way these poems represent the strugg [...]

    2. Los versos del capitán = The capitains verses, Pablo Neruda تاریخ نخستین نگرش: اکتبر سال 1996 میلادیعنوان: هوا را از من بگیر خنده‌ ات را نه!‏ - گزینه شعرهای عاشقانه؛ شاعر: پابلو نرودا؛ مترجم: احمد پوری؛ تهران، نشر چشمه، 1374؛ در 104 ص؛ چاپ سوم 1377؛ شابک: ایکس - 964619432؛ عنوان دیگر: آوازهای ناخدا؛ چاپ چهارم 1378؛ چاپ [...]

    3. یک ستاره، به احترام آن شعرهای مقدسی، که تیغ سانسور چی، بی رحمانه بر پیکر هایشان تاخته “آنان که رنج میبرند کیانند؟ نمیدانم اما مردم من اند با من بیا به من میگویند مردم تو مردم شوربخت تو میان کوه و دریا با اندوه و خستگی نمیخواهند تنها پیکار کنند آنان در انتظار تو اند “

    4. تورا بانو ناميده‌امبسيارند از تو بلندتر، بلندتربسيارند از تو زلال‌تر، زلال تربسيارند از تو زيباتر، زيباتراما بانو تويياز خيابان که مي‌گذري نگاه کسي را دنبال نمي‌کشانيکسي تاج بلورينت را نمي‌بيندکسي بر فرش سرخ زرين زير پايت نگاهي نمي‌افکندو زماني که پديدار مي‌شوي تمامي [...]

    5. One word for this book, 'Sensuous'Love, a questionhas destroyed you. LIVES Ah how ill at ease sometimesI feel you arewith me, victor among men!Because you do not knowthat with me were victoriousthousands of faces that you can not see,thousands of feet and hearts that marched with me,that I am not,that I do not exist,that I am only the front of those who go with me,that I am strongerbecause I bear in menot my little lifebut all the lives,and I walk steadily forwardbecause I have a thousand eyes, [...]

    6. نان را از من بگیر ، اگر میخواهیهوا را از من بگیر اما خنده ات رانه روشنی را ، بهار را از من بگیر اما خنده ات را هرگز تا چشم از دنیا نبندم ******************************************** ( Pablo Neruda) عاشقانه های پابلو نرودااین مجموعه که در زمان تبعید نرودا به ایتالیا سروده شده است. نسخه ترجمه شده این اثر در ا [...]

    7. میشه گفت خوب بود. من میخواستم با شعرهای نرودا آشنا بشم و فکر می کنم این بهترین گزینه ای بود که وجود داشت.شعرها اکثرا عاشقانه بودند و تعدادیشون هم رنگ و بوی سیاسی داشتن که طبیعی هم هست، نرودا بخشی از شهرتش رو از همین راه بدست آوردهبه جز شعر "خنده تو" که یقیناً زیباترین شعره کتابه، [...]

    8. تمامی عشقم رادر جامی به فراخی زمینتمامی عشقم رابا خارها و ستاره‌هانثار تو کردماما تو با پاهای کوچک ، پاشنه‌هایی چرکینبر آتش آن گام نهادیو آن را خاموش کردیآه عشق سترگ ، معشوق خُرد مندر پیکارم از پای ننشستمدر ره سپردن به سوی زندگیبه سوی صلح ، به سوی نان برای همهلحظه‌ئی درنگ نک [...]

    9. Undoubtedly some of the finest love poems ever written and probably Neruda’s masterpiece (my opinion)."I want you to knowone thing.You know how this is:if I lookat the crystal moon, at the red branchof the slow autumn at my window,if I touchnear the firethe impalpable ashor the wrinkled body of the log,everything carries me to you,as if everything that exists:aromas, light, metals,were little boats that sailtoward those isles of yours that wait for me.Well, now,if little by little you stop lov [...]

    10. "بخند بر شب،بر روز، بر ماهبخند بر پیچاپیچِ خیابان های جزیره، بر این پسربچه ی کمرو،که دوستت دارد،اما آن گاه که چشم می گشایم و می بندم،آن گاه که پاهایم می روند و باز می گردند،نان را، هوا را،روشنی را، بهار رااز من بگیر اما خنده ات را هرگز.تا چشم از دنیا نبندم"

    11. متن کتاب گزیده ی اشعار شاعر بود. بخش اول یا در واقع گزیده ی شعرهای کتاب اول چندان برایم دوست داشتنی نبود، در واقع به نظرم ارتباط برقرار کردن با حس و حال مدنظر شاعر سخت و دور از دسترس بود اما با سایر بخشهای کتاب راحتتر میشد ارتباط برقرار کرد و حس و مفهوم مدنظر بهتر قابل درک بود. به [...]

    12. Final: 5.00Pocas personas pueden hablar del amor como lo hace Pablo, pocas personas pueden decir tanto con tan poco como lo hace Pablo, y pocas personas pueden hacer que te cagues con tanta elegancia como lo hace Pablo. Hablar del amor de tantas maneras diferentes, que la palabra "abstracto" queda diminuta para describir el sentimiento que te deja Pablo con sus razonamientos, y tras de eso te hace replantearte¿Qué MIERDA ES EL AMOR? y para acabar siempre te deja sus criticas sociales que desmo [...]

    13. چنتا نكته درباره كتاب بايد بگم.1. خيلى زياد لوس و رمانتيك بود. جداً داشت حالم به هم ميخورد و خيلى جاها اينطورى بودم كه Ewww, get a room!و خب شديداً خوندنش منو ياد "يك عاشقانه آرام" نادر ابراهيمى مينداخت. تقريباً همونقدر برام ملموس نبود. نميتونستم دركش كنم اصن. 2. همه بايد اين رو بخونند. يا [...]

    14. زیبای من،چشمان تو برای صورتت بسیار بزرگ است،چشمان تو برای زمین بسیار بزرگ است .سرزمین‌هائی‌ست، رودخانه‌هائی‌ست.در چشمان تو،از میان آن‌ها می‌گذرم،آن‌ها دنیا را روشن می‌کنندو من از میان آن‌ها می‌گذرم،زیبای من

    15. وقتی به تو می گویند: «این مرد دوستت ندارد،»به یاد بیاورپاهای تنهایم را در شب،که در جستجوی پاهای ظریف و شیرین توست

    16. علي رغم همه سانسور هاي اعمال شده زيبا بود و فاخر. و از ترتيب خاصي پيروي ميكرد كه توصيه ميكنم موقع خوندن كتاب، ترتيبش رو بهم نزنيد :)

    17. Nearly as beautiful as the person who brought it to me. Thank you, Shannon. ;)"I could not walkexcept with you,I could not singexcept when you sing."

    18. I've read beautiful things from Pablo Neruda, but I can't say I enjoyed this one and how he connected everything with Nature and things surrounding it. Not that I don't like that kind of poetry. I just didn't enjoy the way he put things together.There is one poem I loved, though:El Monte Y El Río En mi patria hay un monte. En mi patria hay un río. Ven conmigo. La noche al monte sube. El hambre baja al río. Ven conmigo. Quiénes son los que sufren? No sé, pero son míos. Ven conmigo. No sé, [...]

    19. I love Neruda, but will someone please make an announcement that his poems aren't really appropriate to be read in wedding ceremonies? (Unless the groom is a philandering possessive romantic, which probably shouldn't come out at the wedding, anyway.) And while spreading the word about Neruda, please mention that black and white are both inappropriate dress colors for guests (and mothers of the bride or groom, for that matter).

    20. I wish my Spanish was good enough to appreciate Neruda IN Spanish. I love the earthy, populist quality of his love poems. His poems, for reasons I can't fully articulate, resonate with me. All poets should be rabid political southpaws writing erotic love letters to girls, mountains & rivers.

    21. بخند/ زیرا خنده ی تو برای دستان من شمشیری است آخته/ نان را/ هوا را /روشنی را/بهار را/اما خنده ات را هرگز/تا چشم از دنیا بندم.

    22. "زنِ مرده" من مرگ را در جایی که سیاهان را کتک می‌زنندنمی‌توانم بپذیرم.زمانی که برادرانم به زندان می‌روندمن نیز با آن‌ها خواهم رفت."تنها آتش نه"آه زندگی من،این تنها آتش نیست که در میان ما می‌سوزداین تمامی زندگی است،داستانی است ساده،عشقی است سادهاز یک زن و یک مردمثل همه.اشعار [...]

    23. When I was a young man, I picked up this volume of Neruda's poetry. I was around 20 years old (so far as I can remember), and I was trying to widen my worldview. I remember reading Neruda's poems and wanting--desperately wanting--to find something deep and meaningful in them. I dove in relentlessly, fanning through the book and pulling them out in random fashion. My mind devoured them eagerly. My mind found nothing in the poems that it responded to.Recently I have decided to revisit some books t [...]

    24. یادمه سال دوم دبیرستان بودم که این اشعار رو خوندم. اون زمان جوون بودم و بی تجربه، اصلن نمیدونستم عشق چیه و همین باعث میشد این اشعار زیباتر از الان به نظر برسن.انگیزه ی من برای خوندن اشعاری از این دست شاید یه جور تمرینه برای آشنا شدن با ماهیت عشق.در این اشعار پابلو نرودا هم بعد مل [...]

    25. به گذشته می اندیشمجایی که تومیان شاخه ای نشسته ایو آرامبه میوه ای بدل می شوی.جایی که ریشه ات، شیره زمین را می نوشدو سرود بوسه اتهجاهای یک ترانه را بخش می کند. عطر توبه تندیسی از یک بوسه بدل می شودو آفتاب و زمینسوگندهاشان را به جا می آورنددر برابرت.میان شاخه ها، گیسوی تو را خواهم [...]

    26. شعر هایدر تو زمین رابانوخنده ی توزیبای منبیش تر از بقیه شعر ها جذبم کرد.بعضی تکه های شعر های دیگر هم واقعا دلنشین بود.

    27. أشعار القبطان أو بما يسمى أيضا غزليات نيرودا، ديوان صاغ فيه بابلو عواطفه الجامحة وحبه الصارخ لزوجته ماتيلدى أوروتيا .قصائد هادئة تماما كهدوء الليل

    28. .، مـن چـوپـانی نیسـتم نـرم خو ، آن گـونه که در افسـانه ، امـا جنـگـلبـانی ام کـه زمـیـن را ، بـاد را و کـوه هـا رابـا تـو قسـمت مـی کنـد .

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *