One thought on “علویه خانم”

  1. Alaviye Khānum = Lady Alaviyeh, Sadegh Hedayatعنوان: علویه خانم؛ نویسنده: صادق هدایت؛ بی جا، بی نا، 1312؛ در 66 ص؛ چاپ دیگر: تهران، جاویدان، 1356؛ در 138 ص؛ چاپ دیگر: استکهلم، آرش، 1369؛ در 138 ص؛ شخصیت اصلی این داستان، علویه خانم، زنی روسپی ست که به قصد زیارت راهی سفر می‌شود. در خلال این سفر علاوه بر ماجراها [...]

  2. ‎دوستانِ گرانقدر، به جرأت میتوان گفت زنده یاد <صادق هدایت> بهترین داستان نویسِ تاریخِ ایران است درود بر او و یادش گرامی باد‎عزیزانم، این داستان در موردِ عده ای بدبخت و عرب پرست است که در گاری به سمتِ مشهد و برایِ زیارتِ <رضا تازی> عازم هستند‎شخصیتِ اصلی داستان زنیست به [...]

  3. ما جان و مال و عرض و ناموس خودمان را کورکورانه درطبق اخلاص میگذاریم و فدای منافع غول بی‌شاخ ودم می‌کنیم. ما گوسفندانِ غول بی‌شاخ ودم هستیم که هم در عروسی و هم درعزای او باید کشته شویم. این را توی پیشانی ما نوشتند و از بزرگترین افتخارات ماست.مقدراست که آنها ازسیری بترکند و ما ا [...]

  4. چیزی که برای من جالب بود،این بود که با اینکه الان مردم بد دهن تر شدن و همش فحش تو دهنشونه، ولی فحش و ناسزاها نسبت به اون سالهایی که روانشاد صاق هدایت داستان رو در موردش گفته، خیلی آسونتر و کوتاه تر شدهفحش هایی که تو این داستان اومده نمیدونم چرا من رو میخندوند

  5. تسلط صادق هدایت به زبان کوچه و بازار بی نظیره. کتاب پره از ضرب المثل ها و ناسزاهای عامیانه مرسوم در اون روزای ایران.

  6. کتاب مجموعه ی 7 داستان کوتاه از صادق هدایت است. به نام های : علویه خانم / ولنگاری / قضیه زیر بته / فرهنگ فرهنگستان/ قضیه دست برقضا / قضیه خردجال/ قضیه نمک ترکی .اگر فقط سه داستان اول را در نظر می گرفتم امتیازی که به آن داده میشد شاید 5 ستاره بود ولی از نیمه کتاب به بعد حتی 1 ستاره هم ندا [...]

  7. یکی از کارهای نه چندان بد هدایت هست . اما در بعضی داستاناش مث فرهنگ فرهنگستان امروز بعد از گذشت زمان میشه بوضوح دید که هدایت هم تعصب بیخودی و زیادی برای در افتادن با فرهنگستان اون زمان داشته چرا که اکثر برابر نهادهای اونموقع فرهنگستان امروز کلمات رایجی در زبان عموم شدند . در مو [...]

  8. وای چقدر ضرب المثل قدیمی و حرفای خاله زنکی و بی ادبی.هدایت اینارو از کجاش درمیاورده؟:)) واقعا جامعه این شکلی بوده یه زمانی؟ وایییی :\

  9. 3 داستانش از دید من خوب بود.یکی اولی که همین علویه خانوم بود،یکی قضیه خردجال، یکی قضیه نمک ترکی.در قضیه علویه خانوم نشون می‌داد خرافات چقدر می‌تونه رو اخلاقیات و حتا شرعیات تاثیر بزاره واینکه چقدر آدم‌های ظاهرا دین‌دار در شرایط مختلف حاضرن دست به چه کارهای غیردینی و غیر شرع [...]

  10. در مورد هدایت و آثارش جداگانه در وبلاگ گودریدز نوشته ام؛ /author_blog_

  11. علویه خانم رو خوندم و وسط ولنگاری کتاب رو رها کردم. ولنگاری بیشتر شبیه به نوت برداری از توهمات فردی است در هپروتِ ناشی از مواد. اما علویه خانم. مثل باقی داستان های هدایت ازش خوشم نیومد ولی به واسطه ی طولانی بودن و داشتن فضایی آشناتر و پر دیالوگ تر از مثلا بوف کور، این بار بهتر فه [...]

  12. این کتاب یکی از ساده ترین و زیباترین کتاب هایی بود که خوندم. نثر کوچه بازاری و شناخت عالی ه صادق هدایت از حرف های مردم عامه و نگاه های خرافی به دین و سنت های عوامانه که با نام دین درهم آمیخته شده و به دلیل نام دین نیز مورد احترام است.کتاب،داستان نقاله خوانی ست که با گروهی از زن و ب [...]

  13. خود داستان علویه خانم به لحاظ غنای لغت و اصطلاحات عامیانه و ضرب المثلها اثر بی نظیری ست اما جدای از آن چیزی در مورد مناسبات اجتماعی و به خصوص جایگاه زنان در جامعه میگوید که در گفتمان رایج به چشم نمیخورد. قدرت علویه خانم در مدیربت جامعه کوچکی که به وابسته هستند می گوید زنان آنطو [...]

  14. کتاب رو که میخونی چقدر تشبیهات و اصطلاحات به نظرت آشنا میان و تصور میکنی که این کتاب در عصر حاضر نوشته شده اما باید قبول کنیم که صادق هدایت فقط تا سال 1330 زندگی کرده!من واقعا این حرف رو قبول دارم که هدایت سالها جلوتر از عصر خودش فکر میکرده.این کتاب جزو عالی ترین کتابهایی بود که از [...]

  15. اصطلاحات، نحوه فکر کردن مردم عامه و سواد مردم در گذشته ای نه چندان دورجالب و خواندنی هست. فحشهای زیادی در این کتاب می خوانید که مرورش جالب است.

  16. كتابی از صادق ھدایت در غایت ظرافت در بیان نكتەھای ریز در مورد زندگی و زبان طبقات پایین جامعە كە در حضیض فلاكت و درماندگی روزگار میگذرانند. ھدایت استاد بر آفتاب انداختن انواع خرافات و باورھای كژ و زندگی پر از دروغ و ریای جامعەی ھمعصر خود است.

  17. از بلندترین ری وی یو هایی هست که مینویسم . خب راستش اگر داستان آخرش مثل باقی داستان ها گیرا بود بهش پنج میدادم . نمیدونم نویسنده ها چرا داستان های آخر رو اینقدر بد انتخاب میکنن.اول از همه کتاب بسیار لحن و ادبیات بخصوصی داره . خصوصا در داستان اول که علویه خانوم نام داره بشدت الفاظ [...]

  18. شخصیت اصلی این داستان، علویه خانم، زنی فاحشه است که به قصد زیارت راهی سفر می‌شود. در خلال این سفر علاوه بر ماجراهایی که برای وی پیش می‌آید ، بازگشت هایی به گذشته وی نیز صورت می‌گیرد. در این داستان نیز صادق هدایت به اعتقادات جاری مردم به دیده شک می نگردکلکسيوني از فحش هاي ناب ا [...]

  19. این صادق هدایت این استعاره ها و ضرب المثل ها و رو از کجا یاد گرفته بوده!؟ نه خدایییش

  20. (( شهر من دلش هدایتی می خواهد از جنس صادق ))همیشه وقتی اثری از هدایت میخونم تعجیب می کنم و بسیار تعجب می کنم که قلم و ذهن هدایت چطور با این خلاقیت میتونسته کاراکترهای داستانش رو بچینه و این قدر خلاقانه خلق کنه.داستان علویه خانم داستانی که چهره زشت فقر چند خانواده رو با مهارت به تص [...]

  21. این کتاب هدایت را کمتر دوست داشتم. لطیفه‌هایش کمرنگ بودند و داستان‌های کوتاهش متوسط. لحن کوچه‌بازاری در این کتاب بیداد می‌کند و تم داستان‌های کتاب هم همینطور است، شامل کاراکترهایی از عامه. با وجود اینکه طبیعت داستان‌های هدایت طوریست که خواننده را متقاعد می‌کنند که به حقی [...]

  22. سقف گاری چکه میکرد. جای زنی را که تشخیص دادن غمباد دارد عوض کردن. ولی ننه حبیب معتقد بود استسقا دارد چون زیاد اب میخورد وسال قبل زن ابستنی را دیده بود که دو سطل اب خورد وتا ان ساعتی که جانش در رفت خیار ترشی میخواست برای اینکه امه نکند ومشغول ذمه اش نباشد باو خیا ترشی دادند همینکه [...]

  23. خوب بود مخصوصا قسمت پرده خوانی رو خیلی قشنگ توصیف کرده با اون عبارات و اصطلاحات رایجش که هنوزم بعضی جاها آدم میشنوه. زیبا و دلنشین

  24. فضای فرهنگی حاکم بر مردم عادی رو در آن دوره به خوبی به تصویر کشیده،اعتقادات مردم بیشتر خرافات بوده تا واقعیت . و همین طور سواستفاده از اعتقادات مذهبی و یا حتی خرافی مردم

  25. گمونم این "هدایت" خدا بیامرز هرچی فحش و فضاحت بلد بوده تو همین داستان علویه خانم قلم زده . ولی از حق نگذریم خیلی تکان دهنده بود.

  26. امروز من عزمم را جزم کرده ام که ولو به نابود کردن شما منجر شود،از عدل و داد و آزادی و تمدن خودمان سایر قاط زمین را برخوردار بکنم.گرچه از من چنین خواهشی را نکرده اند،ولی وظیفه ی اخلاقی و اجتماعی منست که به عنف و پس گردنی تمدن خودمان را برآن ها حقنه کنم و برتری عقل و علم خودمان را ب [...]

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *